خرید بک لینک
چند ماه ننوشتن لازم بود که بفهمم نه نوشتن حالم را خوب میکند نه ننوشتن. میخواستم کوچ کنم به جایی دیگر، میسر نشد. پرندهی مهاجر اگر نتواند مهاجرت کند، چه کند؟ پرواز هم نکند؟ نمیشود. علیالحساب قفل ا

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 اسفند 1397 ساعت: 20:44

کاشکی حداقل اتفاقی یه روز که دارم توی خیابون راه میرم، خودمو ببینم. از دور بهش لبخند بزنم و وقتی بهش میرسم، با کف دستم به بازوش بکوبم و بگم کجا بودی پسر؟ میدونی چند ساله ندیدمت؟
دلم میخواد برگردم به خودم. خسته شدم به خدا. خسته شدم...

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 اسفند 1397 ساعت: 20:44

من زمستان را زیاد دوست ندارم اما دو زمستان گذشته، برایم درخشان بودند.زمستان ۹۵ به خاطر روزهای آخر پایان نامه و دفاعی که خیلی چسبید. زمستان ۹۶ به خاطر شرایط کاری خوبی که داشتم و درآمد خوبی که کسب کردم.

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 اسفند 1397 ساعت: 20:44

گفته بودم خستهم
خستهم از همیشه بدهکار بودن به آدما. از این که برای قابل قبول بودن باید بی نهایت خوب باشم و برای پس زده شدن یه کمی هم بد باشم کافیه.

نمره منفی میدونی چیه؟
من اونی ام که عوض این که هر سه تا نمره منفیم یه مثبتمو حذف کنه، هر نمره منفیم سه تا مثبتو حذف میکنه.

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 اسفند 1397 ساعت: 20:44

دوست دارم روی کمرم تتو کنم:
"از دیدن حقیقت فرار نکن"
شاید بپرسید چرا روی کمرم؟
که خب باید بگم چون نمیخوام این حقیقتو ببینم!

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 اسفند 1397 ساعت: 20:44

صفحه بندی